چارخونه
دستنوشته های زنی با دنیایی پر از رنگین کمان وپروانه.پر از عشق وعشوه.
 
 
موضوعات

شعرهای من(٦)

دکتر شیری(۳)

طاق بستان(۱)

تیم بنیان سلامت فکر(۱)

____________________
آرشيو مطالب

صفحه نخست

شهریور ٩٠

خرداد ٩٠

بهمن ۸٩

آبان ۸٩

مهر ۸٩

شهریور ۸٩

امرداد ۸٩

تیر ۸٩

خرداد ۸٩

اردیبهشت ۸٩

فروردین ۸٩

اسفند ۸۸

دی ۸۸

آذر ۸۸

آبان ۸۸

خرداد ۸۸

____________________
مطالب اخير

بی تو اینطوری ام

هی روزگار

تازه

زمان

افرودیت

شباهت

پدر

حرمت عشق

معصوم وزیبا

خورشید کجاست؟

____________________
نويسندگان

لیندا سیدی

____________________
صفحات وبلاگ

____________________
لينك دوستان

توییترم

دکترعلیرضا شیری

شرح زندگی من

صندلی ذاغ

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

 


New Page 2

 
 
 
 

۱۳٩٠/٦/٧

بی تو اینطوری ام

می سوزم   دارم می سوزم

پيام هاي ديگران ()

 
 

۱۳٩٠/۳/٢٤

هی روزگار

 
 

۱۳٩٠/۳/۱٤

تازه

تازه فهمیدهام:

تو یک رویایی که خیلی بزرگ شده ای

پيام هاي ديگران ()

 
 

۱۳٩٠/۳/۱٢

زمان

دیروز وامروز فردای من تویی

من چه زمانی از توام؟

پيام هاي ديگران ()

 
 

۱۳٩٠/۳/۱٢

افرودیت

آفرودیت, الهه’ عشق و زیبایی
آفرودیت (Aphrodite) عده ای او را فرزند ژئوس و دیونه و جمعی دختر اورانوس می دانند. پس از آنکه کرونوس اعضای تناسلی پدرش (اورانوس) را قطع کرد، اعضای تناسلی اورانوس به دریا افتادند و به این ترتیب آفرودیت که به نام (زن متولد از امواج) یا (متولد از نطفه خدا) معروف شدبدنیاآمد، اورا به نام الهه عشق در یونان می شناسند که رومیها به او (ونوس) می گویند. آفرودیت به همسری هفائیستوس خدای لنگ ساکن( لمنوس) درآمد، هفائیستوس را خدای صنعت و آهنگری میدانند. اما آفرودیت( آرس) را که خدای جنگ بود دوست می داشت.
راز این دلدادگی را هلیوس (خورشید) به گوش هفائیستوس رساند، و هفائیستوس برای دستگیری آنها دامی ترتیب داد. این دام تور آهنی شکاری بود که فقط هفائیستوس از طرز کار آن اطلاع داشت و یک شب که عاشق و معشوق در بستر خواب بودند، تور را به روی آنها کشید و همه خدایان را به گواهی خواست ، یس از آن هفائیستوس به خواهش پوزئیدون تور را جمع کرد، آفرودیت شرمسار و ناراحت به قبرس رفت و آرس به تراس گریخت. از این معاشقات فرزندانی به نامهای،‌اروس (eros الهه عشق) آنتروس ( Anteros الهه عشق متقابل یا مخالف) هارمونی ) Harmonie که با کادموس ازدواج کرد) و فوبوس (Phobs تجسم ترس) که همیشه همراه پدرش آرس در میادین جنگ بسر می برد>بدنیاآمدند. عشقهای آفرودیت تنها با آرس محدود نمی شد . هنگامی که میرا (myrrha دختر پادشاه قبرس) بر اثر معاشقات نامشروع خود به درخت(مورد) تبدیل شد، پسر زیبایی به نام آدونیس(1) به دنیا آورد که آفرودیت علاقه زیادی به وی پیدا کرد. البته آدونیس در عنفوان جوانی بوسیله گرازی مجروح و کشته شد.
داستانهای منسوب به آفرودیت بسیار زیاد است که مهمترین آنها چنین است: یک روز اریس (Eris ربه النوع نفاق و خواهر آرس) سیبی به زمین انداخت و قرار گذاشت آن سیب در اختیار یکی از زیباترین ربه النوع قرار گیرد. این امر باعث درگیری بین هرا، آتنا و آفرودیت گردید. زئوس به پسر خود، هرمس دستور داد این سه ربه النوع را به (ایدا)در(تروا) ببرد و در آنجا موضوع را به قضاوت آلکساندر که بعدها به پاریس معروف شد بگذارد ، آنها هر یک در مقابل پاریس درباره زیبایی خود سخنها راندند وهر یک چیزی به پاریس پیشنهاد کردند،از جمله، هرا پیشنهاد سلطنت جهانی را به پاریس هدیه کرد، آتنا، خاصیت شکست ناپذیری به او وعده داد و آفرودیت نیز وعده داد که هلن، همسر( منلاس) پادشاه اسپارت را به ازدواج او در آورد. پاریس پیشنهاد آخر را پذیرفت و سیب را به آفرودیت داد و هنگامیکه آفرودیت هدیه اش که همان هلن بود را به پاریس بخشید این عمل باعث جنگ بزرگ تروا گردید.
داستان مربوط به معاشقات او: آفرودیت همزمان که همسر هفائیستوس بود با هرمس (خدای بازرگانی و سفر) نیز ارتباطاتی پنهانی داشت که حاصل آن پسری بود به نام (هرما آفرودیت) و برای اینکه این راز بر ملا نشود او را مخفیانه به پریان کوه ایدا سپرد ، وقتی هرما آفرودیت به سن پانزده سالگی رسید بسیار زیبا شده بود، ولی از عشق زنان هیچ چیز نمی فهمید. یک روز به دریاچه ای رسید و هوس آب تنی کرد و در این حالت (سالماسیس) پری زیبا روی آن دریاچه عاشق او شد، اما او امتناع کرد و سالماسیس اصرار کرد اما نتیجه ای نگرفت. ناچار فریاد زد (ای خدایان، حالا که این پسر زیبا نمی خواهد مرا از آن خود کند، کاری کنید که دیگر هیچ وقت من و او از هم جدا نشویم. از آن پس سراپای این پری با این پسر آمیخت و نسل جدیدی از انسان بوجود آمد که هم مرد و هم زن (خنثی) بود. هرما فرودیت ترکیب (هرمس الهه’ عشق و زیبایی(2)

) : داستان آدونیس از افسانه های سوریه بوده است بدین صورت که تئیاس پادشاه سوریه دختری داشت به نام میرها که بر اثر خشم آفرودیت مجبور شد، با پدرخود همبستر گردد. میرها با کمک دایه خود(هیپولیته) 11 شب با پدر خود هم بستر شد، اما در شب دوازدهم تئیاس متوجه نیرنگ دخترش گردید و با کاردی به قصد کشتن دختر، به تعقیب وی پرداخت. میرها به خدایان پناه آورد و خدایان وی را به صورت درخت (مر یا مرد) در آوردند و پس از ده ماه شکافی در پوست درخت پدپد آمد و پسری که آدونیس نام گرفت، از آن خارج شد، آفرودیت که از زیبایی کودک به وجد آمده بود او را گرفته و پرسفون را مامور پرورش او نمود ، پرسفون نیز که محو زیبائی کودک شده بود دیگر حاضر به استرداد آدونیس نشد.برای رفع این اختلاف زئوس به داوری پرداخت،و قرار شد یک سوم سال را با آفرودیت ، یک سوم با پرسفون و یک سوم دیگر را در هر مکانی که مایل باشد به سر برد.
آدونیس بوسیله(نمفها) پرورش یافت و کارش شکار یا به چرا بردن گله ها در مراتع و جنگلها بود و حادثه تأسف انگیز مرگ او نیز داستانی دارد به این صورت که اریمانتوس پسر آپولون هنگامی که آفرودیت در دریاچه ای آب تنی می کرد به بدن عریان آفرودیت خیره شده بود و زمانیکه آفرودیت وی را دید او را کور کرد و این باعث کدورت آپولون از آفرودیت شده بود. پس هنگامیکه آدونیس به شکار رفته بود آیولون گرازی را علیه او شوراند و گراز زخمی کاری به بدن آدونیس وارد کرد که این باعث مرگ وی گردید و به اعتقاد افواه مردم یونان به تعداد قطرات خونی که از آدونیس جاری شد، آفرودیت اشک ریخت که هر قطره اشک آفرودیت یک گل سرخ و از هر قطره خون آدونیس یک شقایق نعمانی روئید.


-.
آفرودیت همیشه به صورت زنی جوان و بسیار زیبا و قیامه ای هوس انگیز نشان داده می شد. حیوانات محبوب او کبوتران بودند که ارابه او را حمل می کردند و گیاهان مخصوص او گل سرخ و مورد بوده است. آفرودیت را با زهره در اساطیر ایران بر ابر می دانند.

افرادی که این کهن الگو در آنها حضور دارد شور و شوق زندگی در آنها موج میزند. این افراد را همیشه با شور و نشاط درونی و در تعامل با زندگی مبینید و حس میکنید و این افراد از ارتباط با انسانها لذت میبرند.

در مهمانی ها همیشه مرکز توجه و نـُـقـل مجلس هستند و همواره خودشان و دیگران از همنشینی با یکدیگر لذت می برند. زنان آفرودیت معمولا زنانی ساده رو ویا کم آرایش  اما جذاب و دوست داشتنی هستند که این سادگی ذره ای از جذابیت آنها کم نمی کند و حتی در بعضی موارد انسانها شیفته ی همین سادگی در کنار جذابیت او می شوند.

این ایزد بانو حتی در کودکی هم ،دیگران را شیفته ی خود می کند و حتی مانند دختران وزنان بالغ جنس مخالف را جذب خود می کنند. در اسطوره شناسی هم ایزد بانو آفرودیت همچون یک زن بالغ به همراه جشن و سرور و پایکوبی آسمانی و زمینی متولد شد.

هراااااا کـُــــش هـــــستــــــنــــــد

 

یعنی هــرا در مجاورت با آفرودیت برای رابطه ی زناشویی خود احساس خطر شــدید می کند، در حالی که آفرودیت ناخواسته این حس رو به اطرافیان خود می دهد و این دیگران هستند که شیفته ی آفرودیت می شوند.

انرژی و مجموعه رفتارهای آفرودیت در سه حوزه ســر،‌ احساسات و غرایز، و درون وروح فعال میباشد و افعال این فرد در تعادل و هماهنگی با این سه حوزه انجام میشود. همین مسئله باعث میشود که افراد با صفات و رفتارهای متفاوت به سمت آفرودیت مجذوب و مرتبط شوند.( با این رویکرد،) آفرودیت فردی جذاب ، بی نقص و زیبا و خلاصه END هرچی که فکرشو بکنین بنظر میاد وباعث تمایل افراد به رابطه با این فرد میشود.

از کسانی که شخصیت آفرودیت در آنها حضور دارد، جولیا رابرتز، دیانا حداد، گوگوش هستند.

 

با رویکردی دیگر آفرودیت حوزه مردانه و زنانه درون خود را با اراده و انتخاب خودش مثل وولوم تلویزیون، تنظیم می کنه که باعث میشه با اطرافیان رابطه عمیق برقرار کند. این هم باعث جذابیت و به دل نشستن این فرد می شود.  این همان خاصیت کیمیاگر آفرودیت است که او می تواند از بسیاری از مردان مردتر و از بسیاری از زنان نیز زن تر بشود.برای مثال تا حدی که زنان  ودختران نیز تمایل به رابطه عاطفی و ازدواج با زن آفرودیت پیدا میکنند

 

الف) اسطوره آفرودیت:

آفرودیت ایزدبانوی عشق و زیبایی بود. او این قدرت را داشت که انسانها و خدایان را عاشق کند. 

رومیان، آفرودیت را با نام « Venus » می شناسند.

 ب) نظام کنترل عاطفی زنان آفرودیت:

آفرودیت ترکیبی از دو نظام کنترل عاطفی است:

1) میل و رابطه جنسی:

میل جنسی، نظام کنترل هیجانی متفاوتی است.

2) تعادل زیستی:

شاید هیچ کس اشاره ای به اینکه آفرودیت ایزدبانوی تعادل زیستی است، نکرده باشد، اما این موضوع، طبیعت « لذت» است: وقتی بدن ما از تعادل خارج می شود، ما رنج می بریم. وقتی ما چیزی را که نیاز داریم بدست می آوریم یا مصرف می کنیم، احساس لذت می کنیم؛ مثلاً وقتی هوا سرد است، هیچ چیزی جز یک نوشیدنی گرم برای ما لذت بخش نیست.

وقتی بدن یک زن آفرودیت پیامی را ارسال می کند که از تعادل خارج شده است، او بدنبال فرصتی برای تجربه لذت و یا بازگشت به تعادل زیستی است، مثلاً پریدن در رودخانه یا استخر در یک روز گرم تابستان.

برای زن آفرودیتی دردها و لذتهایش فوری و سریع هستند و آنها را به آینده موکول نمی کند.   

ج) هدف زندگی زنان آفرودیت:

هدف زندگی ایزدبانوی تعادل زیستی، جستجوی راحتی جسمی، زیبایی، جذابیت و وسوسه انگیز بودن است.              

د) سایه زنان آفرودیت:

طرف تاریک (سایه) ایزدبانوی تعادل زیستی، اعتیاد است. از نظر عصب شناختی، اعتیادها نظامهای تعادل زیستی را بهم می ریزند. سایه ایزدبانوی عشق، روابط سطحی و کم عمق، آزاد و بدون تعهد است. یک زن آفرودیتی ممکن است هرجایی بخوابد و یا با هرکسی رابطه جنسی برقرار نماید یا چندین بار ازدواج کند.

بعضی از بازیگران سینما از این جنبه های تاریک آفرودیتی استفاده می کنند (بو درک، بریجیت نلسن که 5 بار ازدواج کرد، از جمله با سیلوستر استالونه) که سریع ستاره سینما شوند و سپس به همان سرعت شغل خود را از دست می دهند. همه مردان جامعه می خواهند فقط یک شب با بازیگران آفرودیتی باشند.

ه) زنان آفرودیت از نظر سایر نظامهای شخصیت شناسی:

از نظر ستاره شناسی:

  Leo: بیان افکار و احساسات بصورت نمایشی، بدنبال جلب توجه دیگران  

 5 th House : کودکان، تفریح سرگرمی، بازآفرینی و احیاء  

 ستاره : ونوس

اینگرام نوع 7 شخصیت: بازیگر  

 و) رابطه زنان آفرودیت با مردان:

انتظار یک رابطه جنسی خوب را با زنان آفرودیتی داشته باشید ( مخصوصاً اگر این آخرین رابطه شما با آنها باشد). 

ز) ازدواج زنان آفرودیت:

از آنجایی که زن آفرودیتی ترکیبی از دو ایزدبانو می باشد، می تواند با هر دو نوع مرد آرسی و هفایستوسی ازدواج خوبی داشته باشد:

1) ازدواج زنان آفرودیت با مردان آرس:

یک مرد آرسی می تواند همسر خوبی برای زن آفرودیتی باشد، البته اگر زن آفرودیتی سعی نکند مرد آرسی را کنترل کند. زن آفرودیت، مرد آرس ( جنگجو) را دوست دارد. آنها از نظر شور و هیجان و شهوت شبیه به هم هستند: در رابطه جنسی، آنها سرعت و شهوت یکسانی دارند.

مردان آرس اغلب مشاغل مردان هفایستوسی را دارند ( مشاغلی که در آنها از ابزارهای بیشتری استفاده می شود، مثلاً مکانیکی اتومبیل).    

آفرودیت و آرس دو پسر دارند: ترس و هراس

اگر زن آفرودیت نمی خواهد پسرش در دبیرستان پرخاشگری از خود نشان دهد، باید از همسر آرس خود بخواهد که انرژی پسرش را به سمت مهارتهای هفایستوسی سوق دهد( مثلاً استفاده از کیسه بوکس و مشت زدن به آن، ساختن یک میز، ساختن یک وسیله سرد کننده برای مادر و ...).

2) ازدواج زنان آفرودیت با مردان هفایستوس:

زنان آفرودیتی به چیزهای زیبایی که مردان هفایستوسی برای همسران خود می سازند، عشق می ورزند. مردان هفایستوسی با زنان آفرودیتی خود بحث و مجادله نمی کنند و هنگام بروز مشکلات، آن را فرصتی برای حل آن مشکل می دانند. مردان هفایستوسی برای داشتن زندگی خوب و بهتر با زنان آفرودیتی باید بر روی نظرات خود تأکید و پافشاری نکنند و اوقات بیشتری را با زن آفرودیتی خود بگذرانند ( نه اینکه خود را غرق در کار کنند و یا ساعتهای زیادی از یک دستگاه یا وسیله یا ابزار استفاده نمایند).

بعضی از مردان هفایستوس (علاقه مند به ابزارها، وسایل و یا کامپیوتر و ...) هم ممکن است در روزهای آخر هفته، تبدیل به مردان آرس شده و شجاعتهایی را از خود نشان دهند، از پروازهای تفریحی با کایت هواپیمای بدون موتور (گلایدر) و یا دوچرخه سواری در کوهستان لذت ببرند.

ازدواج موفق زنان آفرودیتی با مردان آرسی و یا مردان هفایستوسی به این علت است که : مردان هفایستوسی به راحتی به مردان آرسی، و مردان آرس به مردان هفایستوس تبدیل می شوند و نیز اینکه زنان آفرودیتی (با استفاده از سیب های طلایی خود: توانایی های ارتباطی بالا و مهارت رابطه صمیمانه برقرار کردن، سرویس جنسی خوب دادن، توجه به زیبایی های ظاهری و سلامتی و ...) قدرت سازگاری با این گونه مردان را دارند.

برای تبدیل شدن مرد آرس شما به مرد هفایستوس، شما باید به او پیشنهاد کنید که :

یک موتور سیکلت بخرد و گواهینامه رانندگی بگیرد و از کلاه ایمنی و سایر وسایل محافظت کننده مانند: کاپشن چرمی، چکمه یا پوتین، استفاده کند. شما می توانید در روزهای آخر هفته پشت او سوار شده و سپس پیشنهاد کنید که در سطح شهر بدنبال رستورانهایی که دارای غذاهای تند و پر ادویه هستند بگردد.

به او پیشنهاد کنید که فیلم رقص تند و سریع را ببیند. این گونه فیلمها را در سالن پذیرایی تماشا نمایید. او نیاز دارد تا قبل از اینکه در تالار رقص شما را همراهی کند، جداگانه برای خودش تمرین نماید.

ازدواج زنان آفرودیت با مردان هرمس:

زنان آفرودیت نباید با مردان هرمسی ازدواج کنند. مردان هرمسی زیاد اهل تفریح و شوخی هستند، اما این موضوع از تعهد و وفاداری آنها کم می کند.

ازدواج زنان آفرودیت با مردان پوزیدون:

زنان آفرودیتی باید از ازدواج با مردان پوزیدونی خودداری نمایند.  

ح) زنان آفرودیت در شرایط استرس زا:

زنان آفرودیت در شرایط استرس زا، به زنان آتنا تبدیل می شوند:

اگر یک زن آفرودیتی را به اردوگاه دعوت کنند، او ممکن است با فهرستی از ترسها برگردد. مثلاً ترس از مارها که باعث می شود او حتی نتواند موهایش را با بُرس شانه بزند.

ت) زنان آفرودیت در شرایط ایمنی:

زنان آفرودیت در شرایط ایمنی، به زن هستیا تبدیل می شوند:او به همان زیبایی ظاهری بدن خودش، خانه و باغ را زیبا می سازد.


وقتی این انرژی غالب می شود، زندگی فرد آمیزه ای از عشق و رابطه گرایی و تمایل به انواع هنر است.
انرژی عشق و هنر، موهبت های بیشماری نیز به زندگی زنان می دهد. اگر انرژی او نباشد زندگی از رنگ و خنده های بلند خالی می شود. اوست که به زنان اجازه لذت بردن از رابطه جنسی را می دهد. اگر مدت زیادی است که با صدای بلند نخندیده اید، پوشیدن لباس های رنگی برایتان سخت است و از رابطه جنسی هیچ لذتی نمی برید، باید افسون این انرژی را به زندگی خود دعوت کنید. این تیپ به خوبی از جسم خود مراقبت می کنند و همواره آنرا خوشبو و پوست خود را لطیف نگاه می دارند.
این انرژی خلاقیت و شادی حاصل از آن را نیز به زندگی دعوت می کند. او در زمان خلق یک اثر(خواه شعر یا نقاشی یا مجسمه یا هرچیز دیگر) تمامی موجودیت خود را با مخلوقش در می آمیزد و هوشیاری خاصی را فعال می کند. او بیشترین لذت از لحظه حال را می برد و البته گاهی در این لذت آنی اسیر می شود و آینده و گذشته را یکسر به دست فراموشی می دهد.
افرادی که این کهن الگو در آنها حضور دارد شور و شوق زندگی در آنها موج میزند. این افراد را همیشه با شور و نشاط درونی و در تعامل با زندگی مبینید و حس میکنید و این افراد از ارتباط با انسانها لذت میبرند.
در مهمانی ها همیشه مرکز توجه و نـُـقـل مجلس هستند و همواره خودشان و دیگران از همنشینی با یکدیگر لذت می برند. زنان آفرودیت معمولا زنانی ساده رو ویا کم آرایش اما جذاب و دوست داشتنی هستند که این سادگی ذره ای از جذابیت آنها کم نمی کند و حتی در بعضی موارد انسانها شیفته ی همین سادگی در کنار جذابیت او می شوند.

هراااااا کـُــــش هـــــستــــــنــــــد یعنی هــرا در مجاورت با آفرودیت برای رابطه ی زناشویی خود احساس خطر شــدید می کند، در حالی که آفرودیت ناخواسته این حس رو به اطرافیان خود می دهد و این دیگران هستند که شیفته ی آفرودیت می شوند.


زنی که انرژی عشق و هنر بالایی دارد از دوران کودکی و به شکلی غریزی جلب توجه مردان را بلد است و عشوه گری را خوب می داند. اما تشویق دختران زیر هفت سال به بروز این انرژی و بعد سرکوب آن ها در سنین بلوغ، ضربه روحی شدیدی وارد می کند.
انرژی و مجموعه رفتارهای آفرودیت در سه حوزه ســر،‌ احساسات و غرایز، و درون وروح فعال میباشد و افعال این فرد در تعادل و هماهنگی با این سه حوزه انجام میشود. همین مسئله باعث میشود که افراد با صفات و رفتارهای متفاوت به سمت آفرودیت مجذوب و مرتبط شوند..

با رویکردی دیگر آفرودیت حوزه مردانه و زنانه درون خود را با اراده و انتخاب خودش مثل وولوم تلویزیون، تنظیم می کنه که باعث میشود با اطرافیان رابطه عمیق برقرار کند. این هم باعث جذابیت و به دل نشستن این فرد می شود. این همان خاصیت کیمیاگر آفرودیت است که او می تواند از بسیاری از مردان مردتر و از بسیاری از زنان نیز زن تر بشود.برای مثال تا حدی که زنان ودختران نیز تمایل به رابطه عاطفی و ازدواج با زن آفرودیت پیدا میکنند.

رابطه عشق و زناشویی رابطه پیچیده ای است. ازدواج مستلزم رابطه عاطفی پایدار و متعهدانه است و حتی اگر عاشقانه نباشد ادامه می یابد (نظرتان درباره این جمله چیست؟ به حسی که دارید دقیق باشید و اگر یکسره با آن مخالفید در علت های خود تفکر کنید).
دکتر رابرت جانسون معتقد است اگر کسی صرفاً به ندای عشق گوش کند، کل قوانین روحی او تغییر می کند و تنها به دنبال عشق و نه تعهد می رود. شراب عشق فرد را کاملاً نسبت به تاثیرش روی دیگران کور و کر می کند و قراردادهای اجتماعی را نادیده می گیرد. گاهی مردان به دلیل عدم دسترسی به آنیمای خود در درون، تصویر بانوی روح خود را روی یک زن بازتاب می کنند و حتی وارد رابطه ازدواج می شوند اما پس از مدتی افسون اولیه از بین می رود و اگر رشد نکنند یک روز زن دیگری را می بینند که هیجان و شادی خارق العاده ای در زندگی آن ها وارد می کند و اگر تعهد زناشویی ضعیف باشد به دنبال این زن جدید می روند و این چرخه معیوب ادامه پیدا می کند.
خاموش شدن شور درون زندگی زناشویی هم می تواند منجر به بروز رابطه خارج از ازدواج شود.

حرفه؛
عاشق تنوع، شور و شدت، علاقمند به کارهایی که وی را در مرکز توجه قرار دهد.

مشکلات روانی؛
زنانی که انرژی غالب عشق و هنر را دارند اگر مراقب نباشند، زندگی خود را از یک رابطه عمیق و بلند مدت محروم می کنند و حتی ممکن است به نفرین های عشقی دچار شوند. یکی از نفرین های عشقی، عشق به مردان متاهل است. بعضی زن هایی که این انرژی را دارند، به صورت ناخود آگاه افراد متاهل را جذب می کنند و حتی خودشان از این موضوع متعجبند که چرا با وجود این همه کمالات، مرد بی قید و بدون تعهد سراغشان نمی آید.
افسون و شور این انرژی را باید به انواع کارهای هنری و اغوای جنسی او را به درون چهارچوب زندگی زناشویی تزریق کرد اما اگر صرفاً از اغوای وی (به جای شادابی و هنرش) در محیط اجتماعی استفاده کنیم، معمولاً این انرژی مورد هجوم و سرکوب قرار می گیرد. چه از جانب زنان (به ویژه زنانی با انرژی تعهد و زناشویی) که حضور اغواگرانه او را بر هم زننده زندگی خانوادگی می دانند و چه از جانب مردانی که جذب زیبائی های او می شوند و از لغزش خود احساس گناه و پشیمانی می کنند.

پرورش؛
به استخر و سونا بروید و لباسی رنگی بخرید. ترتیب مسافرتی را با شریک عاطفی خود بدهید و فضایی رومانتیک ایجاد کنید.

طرق رشد و تحول؛
محکم کردن قلب و توانایی نه گفتن، ایجاد تعهد، از رابطه بیرون بیایید و ببینید دلیل ماندن شما در این رابطه چیست؟

از کسانی که شخصیت آفرودیت در آنها حضور دارد، جولیا رابرتز، دیانا حداد، گوگوش هستند.


تمرین و اقدام های عملی برای افزایش شور و شوق و هیجان و عشق در زندگی



رنگهای خالص و شاد و زنده را انتخاب کنید و اگر هر چیزی با این گونه رنگهای خالص و پرنور و پر رنگ شده باشد، حس خوبی نسبت به آنها داشته و با آنها ارتباط خوبی برقرار کنید و همواره ترجیحتان برای انتخاب اینگونه رنگها باشد.

سعی کنید از موهایتان در راستای اغواگری و دلبری و جلب توجه دیگران و حتی لذت بردن خودتان استفاده کنید و توجه داشته باشید که موهایتان تا چه حد انرژی های شما را با خود به همراه دارند، از آن در راستای پرتو افشانی استفاده کرده و از بوییدن و نوازش آنها لذت ببرید.

همواره پر انرژی،‌ سرحال، قبراق، سرزنده و با نشاط باشید تا خستگی و خمودگی، بی حالی و افسردگی به شما راه نداشته باشد.

سعی کنید لذت بردن و عاشق بودن و زیبایی سه عنصر مهم تاثیرگذار و تعیین کننده در زندگی تان باشد و کلیه امور و مقدرات زندگی تان را بر این اساس تنظیم و هماهنگ کرده و به این طریق از زندگی خود رضایت کامل داشته و خوشحال باشید.

پس از خروج از هر ارتباطی آن آدم برای شما تمام شود و کلا جمله از دل برود هر آنکه از دیده رود را به یاد داشته و اعتماد داشته باشید زمانی که شخصی نیست و ارتباطی زنده و پویا و فعال نیست لزومی ندارد که شما با یاد و خاطره و توهم آن شخص وقت خود را بی حاصل تلف کرده و اختصاص این وقت به خودتان واجب تر و ضروری تر بوده و یا با کس دیگری آن را سهیم گردید.

رقص و رقصیدن را همانند نفس کشیدن برای خود ضروری و لازم دانسته و گاه و بی گاه با دلیل و بدون دلیل و به هر مدتی هر چند ساعت یکبار اقدام به تخلیه و متعادل سازی انرژی های خود را به این وسیله داشته که این موضوع حتما در زندگی تان سهم تعیین کننده ای خواهد داشت.

هیچگاه احساس گناه با خود حمل نکرده و در عین حال نسبت به هیچ اتفاق و یا واقعه ای بی خیال و بی کس و بی تفاوت نبوده و چون هر چه که برای شما و پیرامون شما وجود دارد و اتفاق می افتد ناشی از انتخابهای خود شما بوده و شما خود انتخابگر آنها هستید همواره آنها را ارج نهاده و برایشان ارزش و احترام وی‍ژه و خاصی قائل باشید.

همواره جلوی آینه با خود حرف زده و نحوه بیان زیباتر و شیواتر و کامل تر کلمات و عبازات و جملات خصوصا آنهایی که فرم و حالت زیبایی به صورتتان می دهند را تمرین کرده و راههای بهتری را برای ابداع خود ابداع کنید.

هنگام حمام کردن احساس کنید که بهترین حمام کننده دنیا،‌ بهترین آدم دنیا را به حمام برده و قصد دارد که با ارائه بهترین و زیباترین و لذت بخش ترین و هیجان انگیز ترین شستشوی دنیا او را از خودش خشنود گردانده و خودتان هم از خودتان به خاطر همین حمام کردن دنیا لذت ببرید.

همواره در تنهایی تان زمزمه هایی از اشعار و یا تصنیف ها،‌ غزلیات و یا قطعه های اجرا شده توسط خوانندگان را با خود زمزمه کنید.

 

-

 

پيام هاي ديگران ()

 
 

۱۳٩٠/۳/۸

شباهت

 
هیچ شباهتی به یوسف نبی ندارم... نه مرسلم، نه زیبایم، نه عزیز کرده ام، نه چشم به راهی دارم... فقط در چاه افتاده ام!
--------------------
برگرفته از نوشته های وبلاگ پستو

پيام هاي ديگران ()

 
 

۱۳٩٠/۳/٢

پدر

پدرم  جان من از اینکه امروز ودیروز ودرکنارم بودی سرم به سقف آسمون خورد.

پيام هاي ديگران ()

 
 

۱۳۸٩/۱۱/۱٦

حرمت عشق

من تو را می بخشم

                                     بخاطر عشق

تا برایم بزاید

پنجرهای از امید وخورشید

دنیایی پر از رنگین کمان وپروانه

                                                   من زاییده شدم با حرمت نور

در زیر بام یکرنگی

با کمانی از سه تار

موسیقی عشق جانم را نواخت

جان دوباره گرفتم به امید روزی که پروانه ها پر بزنند

وتمام کرم های شب تاب

شب های تاریکم را نورانی کنند

تو نیز مرا ببخش

به امید زندگی پپوسیده ات

                                                وزنهای رنگارنگ دوروبرت

بخت با من یار نبود تا عشق را با تو باشم

...

پنجره ای گشوده ام

به چشمهایی  با قطره های نم

تا عشق را منظر باشم وبیابم حرمت بی همتایش را

که با انسان عوض نمی شود

که با انسان رفت وامد نم کند

که  هست همیشه هست

به حرمت چشم سوخته ای تجلی می یابد ومی ماند

....

پيام هاي ديگران ()

 
 

۱۳۸٩/۱۱/۱٤

معصوم وزیبا

دیر یا زود تنها می شدم

بال وپر بسته پریشان می شدم

روزها را یک یکی طی کرده ام

در درون خود چها طی کردهام

زندگی را زندگی کن

لحظه ها را رنگ کن

باعشق

انچنان فریاد کن

تا اسمان رنگی شود.....

عاشقت بودم

بودم ولی امروز نیست

دل به دریا سپردنم

کار لاینشعوری است

کمک کن

مرا با روح بی پایانت

تا فراموشت کنم

ضجرم مده

با خیالت

خاطرات تلخ وشیرین

....

کاش امید نبود    کاش خیالت نبود....

...

بین ما اندازه یک اسمان فاصله است

اما خیال تو اما خیال تو ...

درد بی درمان من 

سوثه دست یک روانشناس

برای فراموشی تو.

کمک کن خدایا

مثل مرگ    مرگ من یا مرگ او

بمیرد این خیال

واهی عشقی یک طرفه

سرود درونی ام در حال خاموشی ست

تو نباشی خوشهالم

تو باشی خوشحالم

زندگی را اسوده ورق زدم

بعد از درد هیولایی

خدا با چشم رحمت از پنجره ی امید نگاهم کرد.

وتو امدی بعد از یک روانی

روانی بعد روانی

این شعرها برای من است

یک پرنده ی زخمی روزی به اشیان برمی گردد

ان روز می رسد

رنگین کمان جلوه می کند .خورشید می تابد

مثل نقاشی یک کودک زیبا ومعصوم ودیگر حتی تو در ان نقاشی نیستی

پيام هاي ديگران ()

 
 

۱۳۸٩/۱۱/۱۳

خورشید کجاست؟

در انتظار یک چکه عشق

چها کشیدم

اسمانی شدم پر کشیدم

اوج گرفتم  به اسمان تو

پرستو فهمید عشقم را

چه ساده آمده بودم             چه بی ریا

در خانه ات کجاست؟

اسمان بارانی ست      تنم بی تو    سرد وتاریک

بال  تو بالم نشد

شکست وابری شد

خدا

خورشید کجاست؟

پيام هاي ديگران ()

 
 

Weblog Themes By Blog Skin

  
قالب وبلاگ